شبی که فردایش مراسم تشییع داشتیم خواب دیدم که در خانه باز شد زنی وارد حیاط منزل ما شد که مثل آفتاب می درخشید. وارد اتاق شد گفتم : خانم ! شما کی هستید ؟ گفت من مادرش هستم . گفتم : مادرش که من هستم . گفت : من دختر پیامبر فاطمه سلام الله هستم ، فردا پسرم را تشییع می کنند این کفن را از بهشت آوردم او را با این کفن تشییع کنید مادر می گوید من نمیدانستم سید باقر کجایش گلوله خورده . آن خانم گفت : سر پسرم هدف قرار گرفت . وقتی اسکلتش را آوردند دیدم سرش مورد هدف گلوله قرار گرفته است .

منبع : نسیمی از شمال |مادر شهید سید باقر آقایی می گفت :
برچسب ها : تشییع